على محمدى خراسانى

523

شرح مكاسب (فارسى)

ديگران موجود است اشكالى ندارد كه تو امساك كنى « 1 » باز مفهوم كلام آن است كه : اگر منحصر به شما شده و با ذل الكفايه نيست ، احتكار اشكال دارد . روايت چهارم : امام على عليه السلام در نهج البلاغه در نامهء معروفش به مالك اشتر مىنويسد : از احتكار ممانعت كن و جلو آن را بگير زيرا رسول خدا از آن منع فرموده است و بايد بيع يك بيع آسان و در ميزانها و ترازوهاى عادلانه باشد كه نه به فروشنده اجحاف شود و نه به مشترى ، آنگاه پس از منع و نهى تو اگر باز هم كسى به سراغ احتكار رفت و بدان نزديك شد پس كليد انبار او را بشكن و او را عقاب و كيفر كن البته بدون زياده روى در كيفر « 2 » اين حديث اطلاق دارد و مقيّد به با ذل الكفايه و عدم آن نيست ولى با مقيّدات ديگر تقييد مىخورد . روايت پنجم : صحيحهء حلبى : از امام عليه السلام راجع به كسى كه طعام احتكار مىكند و منتظر گران شدن آن مىگردد ، سؤال كردم كه آيا اين كار شايسته و صلاح است ؟ حضرت فرمود : اگر طعام در بازار فراوان است و همگان از آن بهره‌مندند اشكالى ندارد ولى اگر طعام كم است و به همه نمىرسد مكروه است كه انسان طعام را احتكار كند و مردم را به امامان خدا رها كند . « 3 » كيفيّت استدلال : گويا كسى مىگويد : مدّعاى شما حرمت بود و در اين حديث سخن از كراهت به ميان آمده و چگونه به درد شما مىخورد ؟ شيخ مىفرمايد : كلمهء كراهت گرچه در عرف ائمه عليه السلام به معناى مطلق مرجوحيّت آمده كه اعمّ از حرمت و كراهت مصطلح است ( در اصطلاح فقهاء به معناى مقابل حرام به كار رفته است ) ولى با توجّه به اينكه : احتكار مطلقاً كراهت دارد و مقيّد به فرض نبود با ذل الكفايه نيست و معذلك امام عليه السلام قيد مذكور را آورده و فرموده : با اين فرض مكروه است ما استفاده مىكنيم كه مراد حرمت است و گرنه كراهت مصطلح كه قيد مذكور را ندارد و آوردنِ آن لغو است . بعضىها خواسته‌اند بگويند : منظور امام از كراهت در فرض مزبور كراهت شديده است ولى به عقيدهء ما اين هم خلاف ظاهر است كه كسى كراهت را بر كراهت شديده حمل كند ( همانطوريكه حمل ما بر حرمت كرديم خلاف ظاهر است ولى

--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 315 ، باب 28 ، حديث دوّم . ( 2 ) . نهج البلاغه ، نامهء 53 ، فرازى از نامه . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 313 ، باب 27 ، حديث دوّم .